تبلیغات
وبلاگ برای دانلود فیلم نرم افزار کتاب جزوه پروژه گزارش کاراموزی تحقیق عکس شیمی و سرگرمی و تفریحی - داستان های ...
داستان های ...

روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

كلمات كلیدی : داستان ، حکایت ، متن جالب ، داستان های زیبا ، داستان های با معنی ، داستان کوتاه ،