تبلیغات
وبلاگ برای دانلود فیلم نرم افزار کتاب جزوه پروژه گزارش کاراموزی تحقیق عکس شیمی و سرگرمی و تفریحی - ما چقدر فقیر هستیم
ما چقدر فقیر هستیم

روزی یك مرد ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به یك ده برد تا به او نشان دهد مردمی‌كه در آنجا زندگی می‌كنند چقدر فقیر هستند. آن دو یك شبانه روز در خانه محقریك روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالی بود پدر. پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه كردی؟ پسر پاسخ داد: بله پدر. و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟ پسر كمی‌اندیشید و بعد به آرمی‌گفت:فهمیدم كه ما در خانه یك سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاتمان یك فواره داریم و آنها یك رودخانه ای دارند كه نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم وآنها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می‌شود، اما باغ آنها بی انتهاست. با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه كرد: متشكرم پدر، تو به من نشان دادی كه ما چقدر فقیر هستیم.


كلمات كلیدی : داستان کوتاه ، قصه ، سرگرمی ، حکایت ،